ابو القاسم پاينده

22

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

فطرى منقلب ميكند نشانى ندارد . كلمات با دقتى معجز آسا قالب معانيست ومعاني درست ، در خور كلماتست ، حقا عنوان سهل وممتنع در خور اين كلمات تامات است كه معاني عالي در عبارات عادى ، برى از تصنّع وتشويش واغلاق ، چون مرواريد غلطان از صدف فكرت مردى كه خدايش خاص رسالت خويش كرده بود ، يكسان برآمده وچون آب زلال وزمين تفيده خاطرربا است . كلمات در سلك كلام به قوّت وانسجام فولاد آبديده صيقلى شده را ماند كه نشان اعوجاج وخلل در آن نيست . در همه جا اجزاى جمله چنان خوب بهم پيوسته كه صدر وذيل وميان آن چون نغمه‌اى موزون هم آهنگ وطرب انگيز است . عبارات در عين سادگى چنان پرشور وهيجانست كه گوئى حيات وقوت در آن موج ميزند ويك عقل نوراني از خلال كلمات پرتوافشانى ميكند . انطباق لفظ ومعنى چنان كه جامهء لفظ بقامت معنى رسا باشد ومعنى از حوصلهء لفظ كمتر وبيشتر نباشد ، از معجزات كلام است كه وصول بمعراج آن خاص موهبت يافتگان است . اين عنعنه‌ها وتمتمه‌ها كه متكلمان دارند وآفت كلام ونفرت گوش وحجاب تفاهم است ، از آنجا است كه در سرسراى خاطر ، انديشه‌اى آمادهء ظهور دارند ، اما در محفظهء ضمير كلمه‌اى كه قالب آن تواند شد حاضر ندارند وكارشان به آن رسوائى ميكشد كه لكنت معنوي است ووارون آن چنان است كه گوينده از مضبوط خاطر ، ألفاظ مكرر فرآهم كند ، چون تفاله كه از آب ورونق معنى تهى است كه وادى معنى تنگ است وپاى فكرت لنگ ، چون كور كه در جهان پر نور جز ابهام نمىبيند وعرض خود ميبرد وزحمت مستمعان ميدارد واين بليّهء عظمى در روزگار ما كه غول گوتمبرگ از طلسم آزاد شده وهر روز